بررسی تاثیر گرایش های کارآفرینانه بر مدیریت دانش

پایان نامه، مدیریت دولتی

اطلاعات پایان نامه
عنوان پایان نامهبررسی تاثیر گرایش های کارآفرینانه بر مدیریت دانش
رشته و گرایشمدیریت دولتی
روش تحقیقهمبستگی
تعداد صفحات۱۴۸
پرسشنامهدارد
سال انجام تحقیق۱۳۹۰
کلمات کلیدیمدیریت دانش، گرایش های کارآفرینی، ریسک پذیری، نوآوری، پیشگام بودن
نوع فایلاین فایل به صورت PDF آماده استفاده دانشجویان و محققین می باشد.

مدیریت دانش

مدیریت دانش، مدیریت دانایی یا مدیریت اندوخته‌های علمی

(Knowledge management – KM) به معنای در دسترس قرار دادن نظام‌مند اطلاعات و اندوخته‌های علمی است، به گونه‌ای که به هنگام نیاز در اختیار افرادی که نیازمند آنها هستند، قرار گیرند تا آنها بتوانند کار روزمره خود را با بازدهی بیشتر و موثرتر انجام دهند. مدیریت دانش شامل یک سری استراتژی و راهکاربرای شناسایی، ایجاد، نمایندگی، پخش وتطبیق بینش‌ها و تجارب در سازمان می‌باشد. برنامه اجرایی مدیریت اندوخته‌های علمی بر این دو جزء اصلی بنا می‌شود.

مدیریت دانش ارتقاء یک رویکرد جامع برای شناسایی، تسخیر، بازیافتن، تسهیم و ارزشیابی یک سرمایه اطلاعاتی سازمان است. این سرمایه اطلاعاتی ممکن است، داده‌ها، اسناد، خط مشی و رویه‌ها باشد. (Gartner Group,1999)

مدیریت دانش فرایندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش و یا سرمایه فکری خودمی‌پردازد (Nonaka&Takuchi,1995) مدیریت دانش یعنی استفاده خلاق، مؤثر و کارآمد از کلیه دانش‌ها و اطلاعات در دسترس سازمان به نفع مشتری و در نتیجه به سود سازمان (McDonald, 2002 ) مدیریت دانش استفاده از تجربه و دانش فردی و جمعی از طریق فرایند تولید دانش، تسهیم دانش و بکارگیری آن به کمک فناوری به منظور دستیابی به اهداف سازمان (بقایی نیا، ۱۳۸۶) مدیریت دانش بکارگیری سرمایه فکری برای تفوق سازمان در رقایت با سازمان‌های همتا، همچنین پاسخ‌های نوآورانه‌ای برای چالش‌های جدید و اهرمی برای عمل و یک میانجی است (علاقه بند،۱۳۸۲) مدیریت دانش بعنوان جمع‌آوری، توز یع و استفاده کارا از منابع دانش تعر یف شده است. (داون پورت، ۱۹۹۸). مدیریت دانش به عنوان مجموعه‌ای از رویه‌ها، ز یرساخت‌ها و ابزارها ی فنی و مدیریتی است که در جهت خلق، تسهیم و بکارگیری اطلاعات و دانش در درون و بیرون سازمان‌ها طراح ی شده‌اند (بون فور، ۲۰۰۳). مرکز بهره‌وری و کیفیت آمریکا، مدیریت دانش را فرایند گسترده کسب، سازماندهی، انتقال و استفاده از اطلا عات در سازمان می‌داند. تعاریفی که سایر نظریه پردازان از مدیریت دانش ارائه می نمایند ما را در شناخت هر چه بیشتر آن یاری می رساند.

کارلس آرمسترانگ: مدیریت دانش فعالیتی سازمانی است که هدف از آن بوجود آوردن محیطی اجتماعی و فنی است که بتوان در آن محیط دانش تولید کرده و آن را با دیگران تقسیم نمود.

لاری پروساک: مدیریت دانش تلاشی برای آشکار نمودن دارایی پنهان در ذهن اعضا و تبدیل این دارایی پنهان به یک دارایی سازمانی تا همه کارکنان سازمان به این دارایی دسترسی داشته باشند.

هربرت سنت آنگو: مدیریت دانش یعنی ایجاد نوعی ارزش از دارایی های پنهان سازمان; ما زمانی به این هدف دست می یابیم که برای افراد ارزش قائل شویم و توانائی های آنها را برای تولید و جمع آوری و مبادله دانش افزایش دهیم.

توماس دوپورت: مدیریت دانش عملیات کشف، سازماندهی، خلاصه کردن و ارائه اطلاعات است به شکلی که معلومات کارکنان را بهبود بخشد.

کارآفرینی سازمانی

امروزه برخی از محققان مدیریت استراتژیک نظیر موریس، دیویس و آلن کارآفرینی سازمانی را به عنوان ابزار کارآفرینان سازمانی مطرح کرده‌اند. آنان معتقد هستند که سازمان‌ها برای موفقیت پایدار، چه در حال و چه در آینده، مستلزم نوآوری هستند. آریلا معتقد است که کارآفرینی سازمانی دارای سه بُعد است که عبارت است از: نوآوری، توسعه محصولات، خدمات یا فرآیندهای جدید و ریسک‌پذیری.
بر این اساس کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که فعالیت‌های سازمانی را به سمت خلاقیت، نوآوری، مخاطره‌پذیری و پیشتازی سوق می‌دهد. مفهوم نوآوری از اجزای لاینفک کارآفرینی سازمانی در این تعریف است و بسیاری از محققان، خلاقیت و نوآوری را به عنوان کانون فعالیت‌های کارآفرینانه در نظر می‌گیرند. نتایج این نوآوری‌ها عبارت است از: محصولات یا خدمات جدید، بازارها یا فرآیندهای جدید، دستیابی به یک سیستم توزیع جدید، پیاده کردن یک شیوه مدیریتی نوین و غیره. برخی از صاحب‌نظران بر کارآفرینی به‌منزله کار اولیه و ابتدایی که بنیان نوآوری است، تاکید می‌کنند. به عبارتی به کارآفرینی به‌عنوان کاتالیزور اولیه نوآوری می‌نگرند.
در مقابل کارآفرینی سازمانی، رفتارهای کارآفرینانه را درون سازمان ارتقا می‌بخشد و از مبانی مدیریت برای پذیرش سبک رفتاری که بوروکراسی را به چالش کشیده و نوآوری را تشویق کند، استفاده می‌کنند. همان‌طور که بیان شد کارآفرینی‌سازمانی را می‌توان با کارآفرینی درونی (کارآفرینی درون سازمانی) به جای یکدیگر به‌کار برد. برخی پژوهشگران نتیجه گرفته‌اند که کارآفرینی و بوروکراسی در تقابل با یکدیگر هستند و نمی‌توانند در کنار یکدیگر به سر ببرند. 

ابعاد کارآفرینی سازمانی

ابعاد کارآفرینی سازمانی
ابعاد کارآفرینی سازمانی دارای هشت مفهوم کلی است که عبارتند از: سرمایه‌گذاری جدید، کسب‌وکارهای جدید، نوآوری در زمینه محصول و خدمات، نوآوری در فرآیند تولید، تجدید ساختار سازمانی، ریسک‌پذیری، داشتن ابتکار عمل و رقابت تهاجمی.
سرمایه‌گذاری در زمینه‌ها و کسب و کارهای جدید: سرمایه‌گذاری در زمینه‌های جدید از ویژگی‌های مهم کارآفرینی سازمانی است که از ایجاد کسب و کار جدید در حیطه کاری سازمان حاصل می‌شود. ورود به حوزه‌های جدید کسب و کار از طریق تعریف مجدد محصولات و خدمات سازمان یا براساس گسترش بازارهای جدید انجام می‌شود.
نوآوری در فرآیند کاری و محصولات: این بعد شامل نوآوری در تولید محصول یا ارائه خدمات است و برای رسیدن به این اهداف، بر توسعه و نوآوری در تکنولوژی تولید تاکید دارد. از این جهت، کارآفرینی سازمانی شامل تولید محصولات جدید، بهبود کیفیت محصول جاری و به‌کارگیری روش‌های جدید تولید محصول است.
تجدید ساختار سازمانی: این بعد به تغییر شکل سازمان از طریق تعریف مجدد ایده‌هایی که سازمان بر اساس آنها شکل گرفته است، می‌پردازد. همچنین این بعد شامل استراتژی و تغییرات سازمانی می‌شود که شامل تعریف مجدد مفهوم کسب‌وکار، سازماندهی مجدد و ایجاد تغییرات گسترده در سازمان برای افزایش نوآوری است.
ریسک‌پذیری: ریسک‌پذیری یکی دیگر از ابعاد کارآفرینی سازمانی است که به عنوان مهمترین عامل توسعه کارآفرینی محسوب می‌شود. ریسک به عنوان ویژگی اصلی هر فعالیت مبتنی بر نوآوری، کسب‌وکار جدید، پیشگام شدن و رقابت‌جویی در سازمان‌های در حال فعالیت تلقی می‌شود. ریسک‌پذیری را می‌توان در استفاده از فرصت‌ها، تخصیص سریع منابع و روش‌های جسورانه یافت. این جسارت در جست‌وجو و پیگیری فرصت‌ها و کسب مستمر تجربه را می‌توان از ویژگی‌های تفکر کارآفرین در یک سازمان به حساب آورد.
ابتکار عمل یا پیشگامی: این بعد به پیشگام بودن در جست‌وجو و استفاده از فرصت‌های جدید و نیز ورود به بازارهای جدید اشاره دارد. در مفهوم پیشگامی، سازمان‌ها تلاش می‌کنند تا از رقبایشان در مناطق تجاری پیشی بگیرند و محصولات جدیدی را معرفی کنند یا از تکنولوژی‌های پیشرفته و روش‌های مدیریتی نوین استفاده کنند. پیشگامی شامل جست‌وجوی فرصت‌های جدید و اقدام سریع هستند که بازتابی از جهت‌گیری‌ها و فعالیت‌های مدیریت عالی در سازمان است.
مبارزه رقابتی: آخرین بعد کارآفرینی سازمانی است. مبارزه رقابتی به تمایل سازمان در به چالش کشیدن رقبایش اشاره می‌کند. کوین و اسلوین هم معتقدند که بخشی از رفتارهای کارآفرینانه در تمایل سازمان با رقبایش در بازار انعکاس پیدا می‌کند. همچنین مبارزه رقابتی یک حالت مدیریتی است که خواست و اراده سازمان را برای غلبه بر رقبایش نشان می‌دهد. در اختیار داشتن ابتکار عمل در بازار و مبارزه‌جویی رقابتی دو بعد متمایز کارآفرینی سازمانی هستند. داشتن ابتکار عمل به معنی پیشگامی سازمان در استفاده از فرصت‌های موجود در بازار است؛ درحالی‌که مبارزه رقابتی، به رقابت سازمان با سازمان‌های دیگر اشاره دارد. از این رو ابعاد مذکور، سیاست‌ها و اقداماتی است که از کارآفرینی حمایت کرده و زمینه‌های پرورش و گسترش آن را فراهم می‌کند. همچنین گرایش به کارآفرینی به مجموعه‌ای از رجحان‌ها، باورها و طرز تلقی‌های مربوط به افراد یا سازمان‌ها اشاره دارد.
۲ پاسخ
    • Modir
      Modir says:

      از بالای صفحه بر روی تب، پرسشنامه کلیک کنید تا وارد بخش پرسشنامه های مدیریتی شوید
      در صورتی که پرسشنامه خود را پیدا نکردید به @ Sitecrm پیام بدید تا بلافاصله پرسشنامه مورد نظر شما در سایت قرار بگیره

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *