بررسی نقش میانجی عدالت سازمانی و عدم امنیت شغلی بر رابطه بین هوش عاطفی و رضایت شغلی

Emotional intelligence , Job satisfaction ,Job insecurity ,Organizational justice ,Structural equation modeling

مقاله آی اس ای
مدل مفهومی اصلی
عدالت سازمانی رضایت شغلی
اطلاعات مقاله
عنوان فارسیبررسی نقش میانجی عدالت سازمانی و عدم امنیت شغلی بر رابطه بین هوش عاطفی و رضایت شغلی
کلمات کلیدیهوش عاطفی، رضایت شغلی، عدم امنیت شغلی، عدالت سازمانی ، مدل سازی ساختاری
مدل مفهومیدارد
روش تحقیقمعادلات ساختاری
اعتبار
ISI
سال چاپ۲۰۱۵

رضایت شغلی

(انگلیسی: Job satisfaction) به واکنش‌های شناختی، عاطفی و سنجشی افراد، نسبت به شغلشان اطلاق می‌گردد. عوامل مهم در رضایت شغلی شامل دو گروه عوامل می‌باشند که توسط زنجیره‌ای از پژوهش‌های مختلف مشخص شده‌اند. یک گروه شامل عوامل سازمانی و گروه دیگر شامل عوامل شخصیتی می‌باشد. از عوامل سازمانی می‌توان به سیستم پاداش، کیفیت شخصی پایگاه و ارشدیت، عزت نفس بالا، خوش بین بودن، رضایت از زندگی و عوامل ژنتیکی اشاره کرد. عواملی که بر رضایت‌مندی شغلی تأثیر می‌گذارند را می‌توان به عوامل درونی و عوامل بیرونی تقسیم نمود. عوامل بیرونی به نوبه خود شرایط کاری و مناسبات بین شخصی در کار تقسیم می‌شود.

از نتایج دیگر رضایت‌مندی شغلی می‌توان رضایت‌مندی کلی از زندگی، سازگاری عاطفی و غیبت از کار را نام برد. از آنجایی که رضایت‌مندی شغلی می‌تواند منبع فشار باشد و فشار موجب بیماری‌های متعدد جسمی می‌شود، این پیوند منطقی می‌نماید. رضایت شغلی نشان دهنده حدّی است که افراد از شغل خود راضی هستند و آن را دوست می‌دارند. برخی افراد از کار خود لذت می‌برند و آن را به عنوان محور اصلی زندگی خود تلقی می‌نمایند و برخی از کار خود متنفرند و فقط به خاطر این که مجبورند، آن را انجام می‌دهند. مفهوم رضایت شغلی بیانگر احساسات و نگرش‌های مثبتی است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتی گفته می‌شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخوردار است؛ یعنی به طور کلی، شغلش را دوست می‌دارد، برای آن ارزش زیادی قائل است و به گونه‌ای مثبت به آن می‌نگرد و در مجموع، از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخوردار می‌باشد.

هوش عاطفی

هوش عاطفی ، شیوه برخورد فرد با مسائل و فراز نشیب‌های زندگی را نشان می‌دهد. به عبارتی هوش عاطفی مجموعه‌ای ازخصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد موثر است. این خصوصیات شخصیتی موجب می‌شود که فرد از شیوه‌های مناسب برای گذران زندگی و مراحل آن استفاده می‌کند. این افراد رضایت از زندگی بیشتری دارند، شاداب‌تر هستند.

ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار می‌کنند و قدرت سازش بیشتری با مشکلات عاطفی و هیجانی دارند. از زندگی عاطفی غنی و سرشاری برخوردار هستند. دلسوز و پرملاحظه هستند. مسئولیت پذیری بیشتری دارند. در مورد خود برداشت و نگرش مثبتی دارند. با خود راحت هستند و بیشتر از افراد دیگر پذیرای تجارب احساسی و هیجانی هستند.

Abstract

The current study aimed to explore how individual difference in emotional intelligence influenced job satisfaction, and mainly focused on the confirmation of the mediator roles of organizational justice and job insecurity. A total of 420 staffs from a large-scale IT enterprise in China completed the self-reported emotional intelligence scale, the organizational justice scale, the job insecurity scale and Minnesota job satisfaction questionnaire. The results revealed that emotional intelligence, organizational
justice, job insecurity and job satisfaction were significantly correlated with each other. Structural equation modeling indicated that emotional intelligence can significantly influence job satisfaction and the relationship between EI and satisfaction was partially mediated by organizational justice and job insecurity.

۰ پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *